السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
499
تفسير الميزان ( فارسي )
صدا كجا مىتواند كسى را از راه تركيب آنها با هم به اين معارف دلالت كند ؟ آرى در كلام اين حيوان ذكر خداى سبحان و وحدانيت او و قدرت و علم و ربوبيتش و عرش عظيم او و نيز ذكر شيطان و جلوه گرىهايش در اعمال زشت و همچنين ذكرى از هدايت و ضلالت و مطالبى ديگر آمده و از معارف بشرى نيز مطالب بسيارى چون پادشاه سبا و تخت او و اينكه آن پادشاه زن بود و قوم او كه براى آفتاب سجده مىكردند ، آمده و سليمان ( ع ) مطالبى به هدهد فرموده ، از جمله اينكه به او دستور داده به سبا برود و نامه او را ببرد و در آنجا نزد ايشان بيندازد و بعد بنشيند و ببيند چه مىگويند و چه مىكنند و بر هيچ دانشمندى كه در معانى تعمق دارد پوشيده نيست كه آگاهى به اين همه مطالب عميق و معارف بسيارى كه هر يك داراى اصول ريشه دار علمى است ، منوط به داشتن هزاران هزار معلومات ديگر است ، كه چند صداى ساده هدهد نمىتواند آن معانى را برساند . علاوه بر اين ، هيچ دليلى نداريم بر اينكه هر صدايى كه حيوان در نطق مخصوص به خودش يا در صداهاى مخصوصش ، از خود سر مىدهد حس ما مىتواند آن را درك كرده و تميزش دهد ، به شهادت اينكه يكى از نطقها كه سليمان ( ع ) آن را مىشناخت سخنانى است كه قرآن در آيات بعد ، از مورچه بزرگ حكايت كرده و حال آنكه اين حيوان صدايى كه به گوش ما برسد ندارد ، و نيز سخن ما را تاييد مىكند كشفى كه اخيرا علماى طبيعى امروز كردهاند كه اصولا ساختمان گوش انسان طورى است كه تنها صداهايى مخصوص و ناشى از ارتعاشات مادى مخصوص را مىشنود و آن ارتعاشى است كه در ثانيه كمتر از شانزده هزار و بيشتر از سى و دو هزار نباشد كه اگر ارتعاش جسمى كمتر از آن و يا بيشتر از آن باشد ، حس سامعه و دستگاه شنوايى انسان از شنيدن آن عاجز است ، ولى معلوم نيست كه حس شنوايى ساير حيوانات نيز عاجز از شنيدن آن باشد ، ممكن است آنچه را كه ما نمىشنويم و يا بعضى از آنها را ساير حيوانات بشنوند . دانشمندان حيوانشناس هم به عجايبى از فهم دقيق و درك لطيف بعضى حيوانات مانند اسب و سگ و ميمون و خرس و زنبور و مورچه و غير آن برخوردهاند ، كه به نظير آنها در اكثر افراد آدميان بر نخوردهاند . پس ، از آنچه گذشت ، روشن شد كه از ظاهر سياق بر مىآيد كه براى مرغان منطقى است كه خداى سبحان علم آن را تنها به سليمان ( ع ) داده بود . و اينكه بعضى « 1 » از
--> ( 1 ) تفسير كشاف ، ج 3 ، ص 353 .